‏نمایش پست‌ها با برچسب ترجمه شعر ویلیام بلیک. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ترجمه شعر ویلیام بلیک. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ آبان ۱۲, جمعه

مَگَس – سروده ي ويليام بليك – برگردان آزاد فريد تربتي – 8/8/91



 

ای مگس کوچک

بازوی من

ناهشیارانه برهم زد

بازی تو

 

آيا من نيز

مگسي نيستم؟

يا تو نيز

انساني نيستي؟

 

من

مي رقصم

مي نوشم

مي خوانم

تا آن دم كه

دستي بی بصیرت

بچيند بالهاي مرا

 

اگر انديشه يعني بودن

و توانايي

تمنّا

و تنفّس

يعني نابودن

 

پس من مگسي شادمانم

در بودن

يا نابودن

The Fly

William Blake
Little Fly,
Thy summer's play
My thoughtless hand
Has brushed away.

Am not I
A fly like thee?
Or art not thou
A man like me?

For I dance
And drink, and sing,
Till some blind hand
Shall brush my wing.

If thought is life
And strength and breath
And the want
Of thought is death;

Then am I
A happy fly,
If I live,
Or if I die.

۱۳۹۰ اسفند ۱۹, جمعه

بشنو صدای نَقلِ نقّال را – سروده ي ويليام بليك – برگردان فريد تربتي – 16 اسفند 1390


بشنو
صدای نَقلِ نقّال را

او كه مي خواند
 سرگذشت ما را
و مي بيند
سرنوشت ما را
و مي داند
درگذشت ما را

 او كه با گوش هوش
كلام مقدّس را شنيده
و در بيشه ي روزگاران
سِيْرِ آن كلام را ديده

كلامي كه
فرياد مي زند
روح خفته را
و مي بارد
در دل شب
اشك نهفته را

شايدكه
آسمان پر ستاره
باز به فرمان كلام درآيد
و نورِ رفته
بار ديگر
از دِلِ ظَلام در آيد

آه
اي زمين
اي زمين
دوباره برخيز
از بستر نمناك سبزه ها

اينك، تيغِ روز
 پرده ي تاريكي را دريده
و نور پيروز
پهنه ي گيتي را درنورديده

اي زمين نمناك
اي سرزمين غمناك
از چه رو، با ما سرگراني؟
و  روي از ما مي گرداني؟
آيا تنها تا رسيدن مغرب، در اَماني؟


HEAR THE VOICE OF THE BARD
by: William Blake (1757-1827)

HEAR the voice of the Bard,
Who present, past, and future, sees;
Whose ears have heard
The Holy Word
That walk'd among the ancient trees;
 
Calling the lapsèd soul,
And weeping in the evening dew;
That might control
The starry pole,
And fallen, fallen light renew!
 
'O Earth, O Earth, return!
Arise from out the dewy grass!
Night is worn,
And the morn
Rises from the slumbrous mass.
 
'Turn away no more;
Why wilt thou turn away?
The starry floor,
The watery shore,
Is given thee till the break of day.'

۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه

ني نواز - 18/10/88


شعر زير ترجمه اي مفهومي از شعر "ني زنان در سراشيبي دره"، سروده "ويليام بليك" است. متن انگليسي را در انتهاي شعر فارسي آورده ام.


آواز خوان،  ترانه سرا،  مردِ نی زنم
در دره های وحشی و سرسبز، میزنم

روزی  به روی ابر،  بدیدم جوانكي
خندیدو گفت، نی بنوازم، تو اندکی

با  یاد بره ای که در این دره می چرید
یک نغمه ساز کن،که  مثالش  نیافرید

من با سرور و عشق دمیدم به ساز خود
کردم به نغمه فاش، همه رمز و راز خود

بگریست آن جوان و، بگفتا، که نی نواز     
بار دگر،  برای من،  این نغمه  می نواز  

بار دگر به ساز دمیدم، نوای خویش
بهر سرور و شادی آن آشنای خویش

گفتا، دگر نَدَم تو به نِی، شو ترانه خوان
با صوت ایزدی، تو همان نغمه را بخوان

خواندم برای شادی او، شعر های شاد
از شادیش گریست، بِبُرد او غمش زِ ياد


بار دگر بگفت، تو بنشين، براي من
بنويس يك كتاب، ز اشعار خويشتن

تا جمله مردمان، بشنيده  ترانه ات
هر  طالب  ترانه، بيايد به  خانه ات

بعد از كلام آخر خود، گشته ناپديد
ديگر نگاه خسته ي من، نوجوان نديد

اما كلام وي، شده پژواك گوش من
باري گران نهاده، جوانك به دوش من

من چوب  اين  قلم، ز نيستان ربوده ام
صدها سرودِ شاد، به نوكش سروده ام

صدها بغل ترانه و شعر و سرودِ شاد
تقديم هر جوان؛ به جوانان درود باد
 

"Piping down the valleys"
 by: William Blake

Piping down the valleys wild,
Piping songs of pleasant glee,
On a cloud I saw a child,
And he laughing said to me:

"Pipe a song about a lamb!"
So I piped with merry cheer.
"Piper, pipe that song again."
So I piped: he wept to hear.

"Drop thy pipe, thy happy pipe;
Sing thy songs of happy cheer."
So I sung the same again,
While he wept with joy to hear.

"Piper, sit thee down and write
In a book, that all may read."
So he vanished from my sight,
And I plucked a hollow reed,

And I made a rural pen,
And I stained the water clear,
And I wrote my happy songs
Every child may joy to hear.

Free counter and web stats