‏نمایش پست‌ها با برچسب ترجمه شعر - سري چينموي. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ترجمه شعر - سري چينموي. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ آبان ۲۸, جمعه

عشق آن است كه بايد بشوي – 28/8/1389 – ترجمه شعر- سري چينموي

عشق آن نيست
كه با قدرت فكر
بتواني كه تو  ادراك كني

عشق آن نيست
 كه از راه حواس
بتواني كه تو احساس كني

عشق آن نيست
 كه بايد بدهي
در عوض چيز دگر يافت كني

عشق آن است
 كه بايد بشوي
و بماني در آن
و خودت را همه آزاد كني

Love is a thing to Become

Sri Chinmoy


Love is not a thing to understand.
Love is not a thing to feel.
Love is not a thing to give and receive.
Love is a thing only to become
And eternally be

۱۳۸۹ آبان ۲۶, چهارشنبه

عشق حقيقت است – 26/8/1389 – ترجمه شعر – سري چيمنوي


عشق حقيقت است
و حقيقت عشق است
با عشق به حقيقت
انسان به قلب خداوند راه مي يابد
و با حقيقت عشق
خداوند در دل انسان جاي مي يابد

Love is Truth. Truth is Love.
With Love the Truth, man finds his place in the Heart of God.
With Truth the Love, God finds His place in the heart of man.

بهشت را دوست مي داريد
پس اين بخشي از حقيقت است
زمين را دوست مي داريد
پس اين حقيقتي غير قابل تصور است
خداوند را دوست مي داريد
پس اين حقيقتي غير قابل انكار است
خود را دوست مي داريد
پس اين حقيقتي جاودان است

You love Heaven.  
Indeed,
This is a partial truth.
You love earth.
Indeed,
This is an inconceivable truth.
You love God.
Indeed,
This is an undeniable truth.
You love yourself.
Indeed,
This is the eternal truth.

حقيقت هرگز نزول نمي كند
حقيقت هرگز مماشات نمي كند
حقيقت تنها زماني راضي مي شود
كه همه چيز و همه كس را
در پاي عظمت هيماليايي خود ببيند

Truth never descends.
Truth never compromises.
Truth is satisfied only when
It sees everything and everyone
At its own Himalayan height.

۱۳۸۹ آبان ۲۵, سه‌شنبه

جاودانگي – 24/8/1389 – ترجمه شعر – سري چينموي


در عمق جسم خود
احساس مي كنم
يك روح با شكوه
يك روح سرفراز
يك روح بيكران

در عمق قلب خود
احساس مي كنم
از سوي زندگي
نور  سپيد حق
مي تابد از درون

احساس مي كنم
پرواز مي كند
اين روح سركشم
تا ارتفاع حق
از جسم من برون

آنجا كه ديده نيست
در چشم ديده ام
ابهام و تيرگي
آلام زندگي
مرگ و نبودگي

آنجا نبوده هيچ
پرواي روز و شب
تا مضطرب كند
خواب و خيال من

تابد به سوي من
نوري ز آسمان
تا او مدد كند
روح  مرا  نهان

ترديد و ياس من
از ديده ناپديد
چشمان روشنم
روياي خود بديد

در اين جهان غم
من برتر از غمم
من، شهر و خانه ام
در خانه ي خدا
بيرون از اين جهان

افكار آدمي
بي مرز و انتها
در حول محورش
افكار من رها

در گنبد جهان
جمع ستارگان
در بر گرفته اند
آرامش مرا
در شكل روح من
در سقف آسمان

ايام، در گذر
مانند برق و باد
يابم در اين گذر
 ايام جاودان

او مي دمد به ني
سازد ترانه اي
من با نواي ني
خوانم ترانه اش

ممكن نمايدم
هر غير ممكني

زنجير زندگي
بر زندگاني ام
رخشان ز نور او
زنجير فاني ام
زنجير من گسست
من جاوداني ام
 

Immortality
Sri Chinmoy
I feel in all my limbs His boundless Grace;
Within my heart the Truth of life shines white.
The secret heights of God my soul now climbs;
No dole, no sombre pang, no death in my sight.
No mortal days and nights can shake my calm;
A Light above sustains my secret soul.
All doubts with grief are banished from my deeps,
My eyes of light perceive my cherished Goal.
Though in the world, I am above its woe;
I dwell in an ocean of supreme release.
My mind, a core of the One's unmeasured thoughts;
The star vast welkin hugs my Spirit's peace.
My eternal days are found in speeding time;
I play upon His Flute of rhapsody.
Impossible deeds no more impossible seem;
In birth chains now shines Immortality.

۱۳۸۹ آبان ۲۴, دوشنبه

معرفي شاعر سري چينموي - 24/8/1389

بعضي از دوستان از من خواسته بودند سري چينموي را معرفي كنم. در زير خلاصه اي از زندگي او را نوشته ام.
سري چينموي در سال 1931 در دهكده اي كوچك در ايالت بنگال هند به دنيا آمد. اين دهكده اكنون در كشور بنگلادش است. در همان دوران كودكي گرايش هاي معنوي پيدا كرد و به يك دير هندو به نام «سري اوروبيندو» رفت و مدت بيست سال در آنجا به فراگيري دروس ديني و تزكيه نفس پرداخت. در همين ايام برادر بزرگش به او لقب «چينموي» را داد كه در زبان بنگالي به معني « سرشار از هشياري معنوي» مي باشد . او در اين مدت ورزش نيز مي كرد و براي سالها در آن منطقه قهرمان دو صد متر بود.
در سال 1964 او به كشور آمريكا مهاجرت كرد تا در آنجا آموزه هاي ديني خود را تدريس كند. به زودي او مريدان زيادي پيدا كرد و براي گردهم آيي مريدانش و انجام فرايض معنوي، محلي را به نام «مركز سري چينموي» تاسيس كرد. بزودي تعداد بيشتري از اين مراكز تاسيس شدند و تعداد آنها امروز بيش از 350 مركز در آمريكا، اروپا، استراليا، آفريقاي جنوبي و شرق دور است.
در سال 1970 به دعوت رييس وقت سازمان ملل متحد «اوتانت» به عنوان مدير گروه مراقبه سازمان ملل متحد در مركز اين سازمان در نيويورك شروع به فعاليت كرد. او دوبار در هفته براي نمايندگان كشورها در اين سازمان سخنراني مي كرد.
در سالهاي اخير او به جاي سخنراني اقدام به برگزاري كنسرت هاي موسيقي معنوي  كرد و اعتقاد داشت تاثير آن موسيقي  بر افراد بيشتر از سخنراني است. او بيش از 700 كنسرت موسيقي معنوي برگزار كرد. او خود يك ساز هندي به نام «اسراج» را مي نواخت. او بيش از 17 هزار ترانه ساخت و بيش از 50 هزار شعر نوشت. بيش از 1400 كتاب به قلم او به چاپ رسيده است.
او نقاش نيز بود و بيش از 100 هزار اثر نقاشي از خود به جا گذاشته است. نقاشي هاي او اكثرا ساده هستند و با خطوط بسيار ساده ي قلم ايجاد شده اند. در بسياري از اين نقاشي ها تصويري انتزاعي از پرندگان نقاشي شده اند كه از نظر او نماد روح هستند. از نظر او روح پرنده اي است كه مي خواهد با پرواز از محدوديت قفس تن رها شود.
او در سال 2007 در آمريكا درگذشت.

نزد من امر محالست محال - 22/8/1389 - ترجمه شعر سري چينموي


نيك مي دانم
 از اين پس
كه چه مي خواهم من
زين سپس
گوش به آواي درون خواهم داد

اين چنين است
 همه باور من
زندگي نيست
 مگر جز ره عشق
زندگي نيست
مگر راه رسيدن به هدف

و من اين راز جهان مي دانم
زندگي نيست
 مگر جز ره عشق
زندگي نيست
 مگر راه رسيدن به هدف
و جز اين نيست دگر

و همه، قدرت من، ايمانم
و همه، قدرت من، دانش من

نزد من امر محالست محال
زانكه اين نكته من آموخته ام

خواهشم
 خواهش سلطان وجود
ديده بر خواهش او دوخته ام

هر چه او گفت، همان مي گويم
هرچه او خواست، همان مي جويم


I Do The Impossible, How?

Sri Chinmoy


I have decided what I want.
I shall listen to the voice within.
I believe
It is all-loving, all-fulfilling.
I know
It is all-loving, all-fulfilling.
And it is exactly so.
My belief is my power.
My knowledge is my power.
I do the impossible because
My life of constant surrender
To the Will of the Supreme
Has taught me how.

۱۳۸۹ آبان ۲۱, جمعه

سادگي – 21/8/1389 – ترجمه شعر سري چينموي


سادگي
يار من است
يار ديرينه و غمخوار من است
دلبر ساده ي من
قطع كرده است درختي به تبر
نام آن كهنه درخت
خواهش نفس و تمناي درون
بودنش باعث آزار من است

راستي
يار من است
يار ديرينه و غمخوار من است
دلبر صادق من
بگسسته است كهن زنجيري
درد وجدان، نامش
درد سختي ز پي حركت زشت
 بودنش باعث آزار من است

سادگي
راه ميان بر به خداست
تو كه داري هوس خوشبختي
ساده زي
دلبركم
ساده چون خوردن آب


راستي
مزرعه اي حاصلخيز
جاي آن در دل ما
حاصل و ميوه ي آن
 كارهاي من و تو
راستي
خنده ي شيرين خداست
از وفاي من و تو
راستي
فخر خداست
از صفاي من و تو

راستگو باش  
در انديشه ي خود
پاكي و صدق نما پيشه ي خود
تا كه شادي نرود از دل تو
جستجويش نشود مشكل تو
تا كه جانانه  شود خنده ي تو
تا كه شادي بدود از پي تو
 
Simplicity
Sri Chinmoy  

Simplicity is my lifelong-friend.
My simplicity–friend has cut down my desire – tree.
Sincerity is my lifelong friend.
My sincerity–friend has snapped my guilt–conscience–chain.


Simplicity shortens the road
That leads to God–discovery.


Do you want to be happy?
Then make your life as soulfully simple
As simply breathing
Sincerity is the fertile ground in our heart.
Our sincerity is God’s matchless Smile
Our sincerity is God’s peerless Pride.

Be sincere in your thoughts,
Be pure in your feelings.
You will not have to run after happiness.
Happiness will run after you

۱۳۸۹ آبان ۲۰, پنجشنبه

امّيد – قسمت دوم – 20/8/1389 – ترجمه شعر سري چيمنوي


امّيد
روشنگر راهم
چون تابش مهتاب
در عمق شب تار
اي گوهر شب تاب

من ديده ام
 آن صورت زيبا
حس كرده ام
آن قلب فريبا

من گم نگنم راه
در ظلمت و در خواب
روشنگر راهم
اي گوهر شب تاب

تو آن رسن پاك
كز جانب ايزد
نازل شده بر خاك
تا چنگ زنندش
 آن مردم چالاك
پرواز نمايند
تا عرش الهي
در آخر افلاك

Hope

Sri Chinmoy

Hope, my pilot-star, hope
I have seen your face.
I have felt your heart.
Therefore
In ignorance-night
I shall no more grope.
Hope, my pilot-star, hope
You are humanity's peerless rope
For human souls to climb
God's transcendental height


اميد – 20/8/1389 – ترجمه شعر - سري چيمنوي

اميد، ترجمه قسمت اول شعري است از Sri Chinmoy فيلسوف و شاعر معاصر هندي كه در سال 2007 در سن 76 سالگي درگذشت.

امّيد
همان ترس نهاني
در خانه ي ذهنم

امّيد
همان حس سلحشور مقدس
در لانه ي قلبم

امّيد
همان جرات انجام
در تجربه ي تازه ي عمرم

امّيد
 همان فتح درخشان
در نيل به مقصود
از جانب روحم

امّيد
همان راه تكامل
در اوج فلك
تا  بَرِ  سلطان وجودم
يا شادي آن شه
هنگام سجودم

امّيد
همه مهر و عطوفت
من
نازكشان
در پي وصلش

امّيد
 سبك پاي و گريزان
من
تاخت كنان
 در پي صيدش

امّيد
شجاع است و دلاور
من
 در پي قدرت
افتاده به فتراك كمندش

امّيد
 به جز راست نگويد
من
 بسته ام اكنون
امّيد به امّيد
تا دعوت من را بپذيرد
زين خاك فنايي
همراه من آيد
تا ساحل درياي طلايي

Hope
By Sri Chinmoy
Hope is my mind's secret fear.
Hope is my heart's sacred courage
Hope is my life's daring experience
Hope is my soul's illuminating success
And fulfilling progress.
Hope is my Lord's ascending Perfection
And my Lord's transcending Satisfaction
Hope
Is kind.
Therefore
I mix with hope.
Hope
Is swift.
Therefore
I run with hope,
Hope
Is brave.
Therefore
I collect boundless strength
From hope.
Hope
Is sincere.
Therefore
I invite hope
To accompany me
To the Golden Shore.
Free counter and web stats